پارمینپارمین، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره

پارمین تکه ای از بلور

مرگ بر ویروس

1392/9/7 15:57
نویسنده : مامان نازنین
372 بازدید
اشتراک گذاری

دختر نازم

صبح روز 4 آذر که از خواب بیدار شدی خیلی بیحال بودی و بعد از 1 ساعت دوباره خوابیدی تا 1 ظهر که این جور خوابیدن ازت بعید بود منم گفتم چون شب قبل خونه دایی بودیم و دیر وقت اومدیم و اونجا حسابی شیطونی کردی و آتیش سوزوندی خسته ای ولی نگو حالت بد بوده عزیزم .بعد از اینکه بیدار شدی صبونتو نخوردی و بهونه گیری میکردی و یکدفعه حالت تهوع بهت دست داد و کمی بالا آوردی و بعد از 1 ساعتی سرگرم کردنت باز می می خوردی  خوابت برد و توی خواب همش قلت میزدی و به خودت میپیچیدی اومدم کنارت دراز کشیدم ونازت میکردم که یکدفعه مثل فواره بالا آوردی و بیدار شدی بعد از اون بیرون روی هم اضافه شد و خودتم خیلی ترسیده بودی الهی مامان فدات بشه دختر قشنگم ناراحت.

خلاصه تا شب بدتر شدی و بردیمت بیمارستان و  دکتر گفت ویروسیه و تبت رسیده بود به 40 تاساعت 2.30 اونجا بودیم یکجا 2 تا آمپول خوردی و منم پا به پات گریه میکردم گریهگریه.

خیلیییییییییییییییییییییییییییی شب بد و سختی بود و اومدیم خونه بیدار بودی تا 8 صبح و از دل درد خوابت نمیبرد و هر نیم ساعت شکمت کار میکرد و شکر خدا بالا آوردنت کمتر شده بود .تا دیشب ی بسته پوشک 70 تایی که 5 تاش فقط قبلا استفاده شده بود تموم شد حتی توی خوابتم شکمت کار میکنه .الهی مامان فدای دخترش بشه به حدی ضعیف شدی که 4 تا قدم بر میداری میخوری زمین گریه.

تازه با کلی زحمت و از جون مایه گذاشتن وزنت شده بود 2 رقمیافسوس.

فوق العاده هم بهونه گیری و گریه میکنی و هر چیزی که میخوای برات مهیا میکنم تا بیشتر از این اذیت نشی .

مامانی زودی خوب شو و کل خونرو دوباره بهم بریز گلم.چشمک

الانم ساعت 3 صبح روز پنجشنبه 7 آذره و من با تمام خستگی خوابم نمیبره . خداروشکر اسهالت کمتر شده ولی گهگاه تبت بر میگرده و از استرس خوابم نمیبره .


همون شبی که از بیمارستان اومدیم.اینجا ساعت 5 صبح

ساعت 6 صبح

اونقدر شکمت افتضااااااااح کار میکرد هر دفه کل لباساتو باید عوض میکردم ناراحت

ساعت 7 صبح

ساعت 8 خوابیدی و ساعت 11 نشده بود با صدای ناله هات بیدار شدم وبابارضا رو بیدار کردم و دیدیم تبت رفته بالا دوباره 39 سریع بیدارت کردیم وبریمت پاشویه و آب بازی و بروفن دادم بهت

الانم مثل فرشته ها خوابی و خداروشکر تب نداری انشالله فردا صبحم دیگه اسهال نباشی و تب نکنی و این ویروس لعنتییییییییییییی از بدنت خارج شده باشه .

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (11)

دختر خاله(نگین)
7 آذر 92 9:11
پارمین جونم ان شا الله تبت تمام بشه.خیلی دوست دارم.
افسانه مامان پارمین
7 آذر 92 23:31
عزیزم ، فکر کنم بعد اون مریضی سختی که داشت ، بدنش ضعیف شده . ایشالله زودتر حالش خوب شه
عمه
8 آذر 92 0:38
ان شاء الله زود زود خوب بشی پارمین جونم. نبینم مریض شی عزیزم . این ویروسا بگم چی بشن میان بچه ها رو مریض میکنن.
سپهر - پسرعمه
8 آذر 92 0:51
سلام پارمین جونم ان شاء الله اون ویروس زودتر پودر شه بره تو هوا . بخواب و استراحت کن تا خوب شی
مامان نیکی
9 آذر 92 13:20
امیدوارم زودتر حالت خوب بشه و باز بشی همون دختر شیطون.
جیران بخشنده
9 آذر 92 15:39
ایشالا زود تر خوب شی پارمین نازم
مامان دنیز
9 آذر 92 19:23
عزیزممممممم ن شالله زودتر حال ووب بشه و دیگه هیچ وقت مریض نشی..
سمیرا مامان پرنیان
10 آذر 92 1:16
عزیز دل خاله الهی بمیرم برات که اوف شدیلعنت بر این ویروس که چند وقته پیش نی نیه منم گرفت و حسابی وزن کم کرد نازنین جونم الان حالش چطوره قربونت دوستم الان بعد از 7 روز بهتره ولی بیرون رویش ادامه داره بچم آب شد
مامان مریم
1 دی 92 11:34
الهی بمیرم برای پارمینم..انشاله خیلی زود خوب بشه..خیلی سخته میدونم...
مامان متین
1 دی 92 17:59
سلام ایشالله همیشه سالم و خوش کنارهم باشین ب منم سربزن تا دوست شیم.با افتخارلینک شدید.دوس داشتی منو بلینک
سپهر - پسر عمه
4 بهمن 92 14:00
سلام پارمین جونم من خیلا خیلی دلم برات تنگ شده حالا بابا حسن داره میاد کر ج امروز 4 11 92 است زودتر به سمنان بیا